کتک خوردن آمریکا در نبرد ارادهها؛ روایت ۱۲ روز مقاومت
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، شب گذشته، حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب در یک سخنرانی تلویزیونی، با اشاره به رویارویی نظامی مستقیم اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی که در بازه زمانی ۲۳ خرداد تا ۴ تیر ۱۴۰۴ به مدت ۱۲ روز به طول انجامید، نکته کلیدی را مطرح کردند که رسانههای غربی در تلاش برای کتمان آن هستند: "ملت ایران در جنگ ۱۲ روزه هم آمریکا و اسراییل شکست دادند، آمدند، شرارت کردند اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند."
این سخن، نه یک ادعا بلکه جمعبندی دقیق و فشردهای از واقعیتهای میدانی و سیاسی است که در طول ۱۲ روز نبرد سخت میان دو جبهه رخ داد. در این جنگ، رژیم صهیونیستی با حمایت اطلاعاتی و تسلیحاتی کامل آمریکا، حمله پیشدستانهای را علیه مراکز حیاتی و نظامی ایران طراحی کرده بود که نتایج آن کاملاً برخلاف محاسبات دشمن رقم خورد:
ایجاد جنگ داخلی و شورش ملی
به گواه تحلیلهای منتشر شده، هدف اصلی و راهبردی رژیم صهیونیستی و حامی آن، فراتر از ترور فرماندهان یا حمله به تأسیسات هستهای بود. هدف، در واقع ایجاد یک شوک عظیم به ساختار داخلی ایران و تحریک مردم برای شورش علیه نظام در سایه حملات نظامی بود.
نتیجه معکوس اتحاد عمومی: رهبر انقلاب در این خصوص تصریح کردند که دشمن حتی برای جنگ ۲۰ ساله برنامهریزی کرده بود تا ملت را نیز به جنگ با نظام وادار کند، "اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویهداران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد." این اتحاد بیسابقه، بزرگترین شکست راهبردی آمریکا در این جنگ بود.

انتقام قاطع و پرهزینه
رژیم صهیونیستی در طول ۱۲ روز حملات، نتوانست به هیچیک از اهداف کلان نظامی خود دست یابد. اگرچه در ابتدای کار، خساراتی به ایران وارد شد، اما ضربه متقابل و پاسخ قاطع ایران، به مراتب مهلکتر بود.
ایران در پاسخ به حملات، از سامانههای دفاعی و موشکی با برد بلند استفاده کرد که خسارات مادی و نظامی بزرگی به زیرساختها، پایگاهها و مراکز حیاتی رژیم صهیونیستی وارد کرد؛ خساراتی که به گفته رهبر انقلاب، "بسیار بیشتر از خسارتهای مادی ما بود" و رژیم صهیونیستی را عملاً از لحاظ لجستیکی و عملیاتی زمینگیر کرد.
این در حالی است که پس از ۱۲ روز درگیری فشرده، رژیم صهیونیستی در حالی به آتشبس تن داد که نه توانسته بود برنامه هستهای یا موشکی ایران را فلج کند، نه توانسته بود فرماندهان کلیدی را حذف نماید، و نه توانسته بود ثبات داخلی ایران را مختل کند. این عقبنشینی بدون دستاورد، مصداق بارز "دست خالی برگشتن" است.

باران آتش بر سر اشغالگران
برخلاف تبلیغات رسانههای عبری-غربی که سعی در سانسور حقایق دارند، دادههای میدانی و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که ایران در این ۱۲ روز، دکترین نظامی خود را از "دفاع تهدیدآمیز" به "تهاجم ترکیبی" تغییر داد.
شلیک بیش از ۴۵۰ موشک بالستیک و کروز: طبق اطلاعات واصله از منابع میدانی، نیروی هوافضای سپاه پاسداران در سه موج عملیاتی سنگین، مجموعاً ۴۵۰ فروند موشک شامل موشکهای هایپرسونیک «فتاح ۱ و فتاح ۲» و موشکهای دوربرد «عماد» و «خرمشهر ۴» را به سمت اهداف تعیین شده شلیک کرد.
عبور از گنبد آهنین به راحتی اتفاق افتاد. حجم آتش به قدری سنگین بود که سامانه پدافندی چندلایه رژیم (گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان ۳) دچار اشباع راداری شد و بیش از ۷۰ درصد پرتابهها با موفقیت به اهداف اصابت کردند.

مراکز استراتژیک رژیم صهیونیستی در تیر رس موشک های ایرانی
ایران در این جنگ ۱۲ روزه، برخلاف دشمن که به دنبال عملیات روانی بود، نقاطی را هدف گرفت که "ماشین جنگی" اسرائیل را فلج کرد؛ این یک ادعا نیست بلکه در میدان نبرد واقعییت گویای چیز دیگری است .
در همین ارتباط یکی از سهمگینترین ضربات، اصابت دقیق موشکهای خیبرشکن به پالایشگاه حیفا (بازان) بود. تصاویر ستونهای دود سیاه که تا روزها آسمان حیفا را تیره کرده بود، نماد شکست امنیت انرژی رژیم شد.
همچنین علاوه بر پایگاههای هوایی «نواتیم» و «رامون» که آشیانه F-35ها بودند و به شدت آسیب دیدند، مقر مخفی عملیات ویژه موساد در تلآویو نیز با خاک یکسان شد که منجر به هلاکت تعدادی از افسران ارشد اطلاعاتی دشمن گردید.

وقتی خط قرمز شکسته شد
شاید بزرگترین و حساسترین نقطه عطف جنگ، وقایع روز دوم تیرماه بود. آمریکاییها در یک بلوف رسانهای ادعا کردند که تاسیسات هستهای ایران را هدف قرار دادهاند، اما هیچگاه جرأت نکردند حتی یک ثانیه فیلم یا عکس از این ادعای خود منتشر کنند که نشاندهنده دروغ بودن یا ناکامی مطلق عملیاتشان بود.
جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این ادعای شرارتآمیز حمله مدعیانه آمریکا به تاسیسات هسته ایران و مشارکت در تنشها، در همان روز ۲ تیر، پایگاه هوایی العدید در قطر(مقر فرماندهی تروریست سنتکام) را که کانون هدایت عملیاتهای منطقه است، هدف موشکباران قرار داد.
خسارات سانسور شده؛ موشکهای نقطهزن ایرانی دقیقاً به آشیانه بمبافکنها و مرکز کنترل و فرماندهی (C2) اصابت کردند. این اقدام جسورانه، آمریکا را در بهت فرو برد و ثابت کرد ایران در دفاع از تاسیسات حیاتی خود، با هیچ قدرتی تعارف ندارد. عقبنشینی ناوگان آمریکا پس از این ضربه، سند دیگری بر "کتک خوردن" و دست خالی ماندن آنهاست.
اعتبار تسلیحات آمریکایی زیر سؤال رفت
بخش جداییناپذیر این شکست، مربوط به شریک و حامی اصلی این عملیات، یعنی ایالات متحده بود؛ آمریکا با به کارگیری آخرین فناوریهای هجومی و دفاعی در این نبرد، میلیاردها دلار هزینه کرد تا از رژیم صهیونیستی حمایت کند. شکست این تسلیحات پیشرفته در متوقف کردن پاسخ ایران و همچنین عدم موفقیت در دستیابی به اهداف عملیاتی، اعتبار جهانی تسلیحات و دکترین نظامی آمریکا را به شدت زیر سؤال برد و نشان داد که ایران کانون اراده و قدرت است.
همچنین این جنگ باعث شد تا بسیاری از کشورهای جهان و حتی برخی متحدان آمریکا، اقدامات تجاوزکارانه و شرارتآمیز رژیم صهیونیستی را محکوم کنند. رهبر انقلاب تأکید کردند که "آمریکا در این جنگ به شدت ضرر کرد چرا که... نتوانست به هدفش یعنی فریب دادن ملت و همراه کردن آنها با خود دست یابد."